خلاصه آمار

۳۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خاطرات مقام معظم رهبری» ثبت شده است


♥ عنــاویـن انتظاراتـ رهبـری از جـوان انقلابـی در طی چندیـن سال اخیـر ♥



✔. با «تقویت ارتباط با خدا» بر محیط خود اثر بگذارید نه با «سیاسی‌کاری»

✔. امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید

✔. تاریخ معاصر را بخوانید

✔. کار فرهنگی را گسترش بدهید

✔. نظام سلطه را تحلیل کنید 

✔. با مشکلات بسازید 

✔. به هیچ کس ظلم نکنید 

✔. پرچم گفتمان عدالت‌خواهی را بالا نگهدارید

✔. زودرنجی ممنوع! 

✔. با معنویات بنیه‌ی دینی و انقلابی خود را قوی کنید 

✔. بت‌های علوم انسانی را پرستش نکنید 

✔. با هم دوست و رفیق باشید 

+ جمعه, ۱۷ مهر ۱۳۹۴، ۰۸:۵۵ ب.ظ نشر دهنده: بسیجی گمنام

اگر چناچه مرد و زن هر دو توجه داشته باشند با توصیه های خوب ، باهم کارهای خوب ، با مطرح کردن دین و اخلاق در محیط خانه ان هم بیشترازمطرح کردن زبانی یعنی  مطرح کردن عملی  این طور یکدیگر را کمک کنند آن وقت زندگی کامل و حقیقتا وافی و شافی خواهد شد.


+ چهارشنبه, ۸ مهر ۱۳۹۴، ۱۰:۰۲ ق.ظ نشر دهنده: بسیجی گمنام

اگر در جامعه ای  خانواده مستحکم شد و زن و شوهر به حقوق یکدیگر احترام گذاشتند و با هم اخلاق خوبی داشتند و با همکاری هم مشکلات را حل نمودند و فرزندان را تربیت کردند ، جامعه ای که این طور خانواده ها را داشته باشد به صلاح خواهد رسید و نجات پیدا خواهد 

+ سه شنبه, ۷ مهر ۱۳۹۴، ۰۶:۰۷ ق.ظ نشر دهنده: بسیجی گمنام

 در همه احوال و اوضاع رعایت همدیگر را بکنید ، به هم کمک بکنید عون و بازوی یکدیگر باشید به خصوص در راه خدا و در راه انجام وظیفه .

چه پسر در راه خداست ، دختر به او کمک میکند

چه دختر در راه انجام وظیفه و در راه خداست پسر به او کمک کند

هر کدام مجاهدت میکنند آن دیگری به او کمک کند .

منبع : کتاب مطلع عشق

+ جمعه, ۳ مهر ۱۳۹۴، ۱۰:۰۳ ق.ظ نشر دهنده: بسیجی گمنام

زن و شوهر هر چه بیشتر به هم محبت کنند زیادی نیست .آن جایی که محبت هر چه زیاد شود ایرادی ندارد ؛ محبت زن و شوهر است .

هر چه به هم محبت کنید خوب است و خود محبت اعتماد می آورد

منبع : کتاب مطلع عشق

+ پنجشنبه, ۲ مهر ۱۳۹۴، ۰۵:۲۱ ق.ظ نشر دهنده: بسیجی گمنام

سازگاری در زندگی اساس بقای زندگی است و همین است که محبت می افریند

همین است که موجب برکات الهی می شود همین است که دل ها را به هم نزدیک کرده

و پیوند ها را مستحکم میکند

منبع کتاب مطلع عشق

+ چهارشنبه, ۱ مهر ۱۳۹۴، ۰۹:۲۴ ق.ظ نشر دهنده: بسیجی گمنام

مقام معظم رهبری : 

بهترش این است زن و شوهر تقسیم کار کنند بخشی از کارها را زن انجام دهد و بخشی را مرد....

مثل همه همکاری های که وجود دارد و یا مثل همکاری همه همسنگری ها

کتاب مطلع عشق

+ سه شنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۴، ۰۷:۱۱ ق.ظ نشر دهنده: بسیجی گمنام

همسر شهید یونس زنگی آبادی: 

تازه از جبهه امده بود ولی انگار خستگی براش معنی نداشت رسیده نرسیده رفت سراغ لباساش و شروع کرد به شستن فردا صبح هم ظرفا رو شست مادرم که از کارش ناراحت شده بود خواهش کرد که این کارها رو نکنه ولی یونس گوشش بدهکار نبود و میگفت :

خاله جون این کارها وظیفه منه ، من که هیچ وقت خونه نیستم لااقل این چند روزی که هستم باید به خانمم کمک کنم

منبع : کتاب  همسفر شقایق 

+ دوشنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۴، ۱۱:۰۴ ق.ظ نشر دهنده: بسیجی گمنام

محبت خانواده را پایدار میکند . محبت مایه آبادی زندگی است . کارهای سخت به برکت محبت برای انسان آسان میگردد

مقام معظم رهبری - کتاب مطلع عشق صفحه 68 

+ دوشنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۵۶ ق.ظ نشر دهنده: بسیجی گمنام

قبل از انقلاب من سیزده ساله بودم که از طرف اداره اوقاف در مسابقات سراسری قرائت قرآن مشهد شرکت کردم. در افتتاحیه مسابقات یکی از داوران از من خواست تا قرآن بخوانم .( من به علت این که جلسات از طرف دستگاه شاهنشاهی بود) نپذیرفتم. او اصرار کرد و من باز جواب رد دادم. در کنار من پیرمرد تاجری بود که مرا می شناخت. به من گفت: جواد چرا نمی روی قرآن بخوانی؟ من گفتم نمی خوانم. گفت: اگر بروی پنجاه تومان به تو خواهم داد، گفتم: نمی روم. گفت: اگر بروی صد تومان می دهم، گفتم: نمی روم. گفت دویست تومان می دهم، گفتم: حتی اگر 500 تومان هم به من بدهی، قرآن نخواهم خواند . بعدها پیرمرد جریان را برای پدرم نقل کرده بود . روزی خدمت حضرت آیت الله خامنه ای بودم همین که آقا مشغول صحبت بودند، یک دفعه صحبتشان را قطع کردند و فرمودند:  من یک بدهی به جواد آقا دارم و پانصد تومان از جیب خود در آوردند به من دادند. من متعجب ماندم.  آقا فرمودند:  خودت هم نمی دانی برای چه به تو بدهکارم!؟ ما همیشه به خاطر قرآن خواندن شما جایزه می دادیم ولی این بار به خاطر قرآن نخواندنت به شما هدیه می دهیم. بعدها فهمیدم که جریان قرآن نخواندن مرا پدرم برای ایشان نقل کرده بود

 جواد سادات فاطمی(از قاریان قرآن - مشهد)

+ يكشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۴، ۰۱:۴۹ ب.ظ نشر دهنده: بسیجی گمنام

ساعت 9 شب بود که متوجه ایستادن یک پیکان شدیم. یکی از اهالی فریاد زد برای سلامتی آقا صلوات بفرستید ما که در مغازه حضور داشتیم از روی کنجکاوی بیرون آمدیم متوجه شدیم مقام معظم رهبری از آن ماشین پیاده شدند. دور آقا را گرفتیم، ایشان پس از سلام و احوال پرسی تشریف آوردند و در مغازه نشستند. آقا پس از گوش دادن به درد دل صاحب مغازه و یکی دو نفر از دوستان فرمودند که ما برای دیدار خانواده شهیدی آمده ایم. خداحافظی کردند و تشریف بردند. صاحب مغازه که چندان مذهبی نبود و حتی گاه و بی گاه در مورد آقا حرفهایی می زد، باورش نمی شد که آقا به مغازه ایشان بیایند، بعدها متوجه شدیم آمدن آقا به مغازه ایشان موضوعیتی داشته و این عمل، صاحب مغازه را از رفتار خود پشیمان کرده است و امروز یکی از علاقه مندان واقعی آقا می باشد 

یکی از بسیجیان تهران

+ شنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۴، ۰۵:۳۲ ب.ظ نشر دهنده: بسیجی گمنام

  حجت الاسلام صادقی ( مشهد) و خاطره ای از رهبر 

در سال 1350 هجری شمسی که قضیه جشن های 2500ساله شاهنشاهی پیش آمد، ندای امام از نجف اشرف باعث حرکتهایی در حوزه علمیه مشهد گردید و ساواک با اطلاع از این که همه این تحریک ها به محوریت چند نفر انجام می پذیرد که در رأس آنها حضرت آیت الله خامنه ای است از این رو ایشان را دستگیر و روانه زندان کرد. بنده نیز به همین دلیل در زندان بودم. فردای آن روز حضرت آیت الله خامنه ای که در سلول مجاور من بود، بر اثر نفوذی که در زندانبانان گذاشته بود موفق شده بود از سلول بیرون بیاید. ایشان وقتی مرا با آن وضع رقت بار دید، فرمود: دیشب تو بودی که ناله می کردی؟ پاسخ دادم بله. ادامه دادم با همین وضع خون آلود مجبور شدم نماز صبح را برای این که قضا نشود بجا آورم،آیا نمازم صحیح است؟ آقا فرمودند : بهترین نمازی که شاید در عمرت موفق به خواندن آن شدی همین دو رکعت بوده است. دیشب که ناله های تورا می شنیدم با خود می گفتم: این شخص کیست یک لحظه در دلم به جده ام حضرت زهرا )س( متوسل شدم که صاحب این ناله هر که هست از شکنجه خلاصی یابد. این سخن و ملاقات چنان در من تأثیر گذاشت که دردهای ناشی از شکنجه را به فراموشی سپردم .

+ چهارشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۵۵ ق.ظ نشر دهنده: بسیجی گمنام

در سال 1350 هجری شمسی که قضیه جشن های 2500ساله شاهنشاهی پیش آمد، ندای امام از نجف اشرف باعث حرکتهایی در حوزه علمیه مشهد گردید و ساواک با اطلاع از این که همه این تحریک ها به محوریت چند نفر انجام می پذیرد که در رأس آنها حضرت آیت الله خامنه ای است از این رو ایشان را دستگیر و روانه زندان کردبنده نیز به همین دلیل در زندان بودمفردای آن روز حضرت آیت الله خامنه ای که در سلول مجاور من بود، بر اثر نفوذی که در زندانبانان گذاشته بود موفق شده بود از سلول بیرون بیایدایشان وقتی مرا با آن وضع رقت بار دید، فرموددیشب تو بودی که ناله می کردی؟ پاسخ دادم بلهادامه دادم با همین وضع خون آلود مجبور شدم نماز صبح را برای این که قضا نشود بجا آورم،آیا نمازم صحیح است؟ آقا فرمودند : بهترین نمازی که شاید در عمرت موفق به خواندن آن شدی همین دو رکعت بوده است. دیشب که ناله های تورا می شنیدم با خود می گفتماین شخص کیست یک لحظه در دلم به جده ام حضرت زهرا )س(متوسل شدم که صاحب این ناله هر که هست از شکنجه خلاصی یابداین سخن و ملاقات چنان در من تأثیر گذاشت که دردهای ناشی از شکنجه را به فراموشی سپردم 

حجت الاسلام صادقی )مشهد(

+ سه شنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۴، ۰۸:۴۸ ب.ظ نشر دهنده: بسیجی گمنام

خدای متعال برای ما رهبرانی  قرار داده که با زندگی ساده خود برای ما الگو بوده اند .یکی از آنان حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) بود  . پس از وی حضرت آیت الله خامنه ای نیز چون اوست . ایشان   می فرمودند که :

« من وقتی ازدواج کردم همسرم از پدرش ، که فرش فروش بوده ، فرشی به عنوان جهیزیه به همراه داشته است که هنوز نیز، با وجود فرسودگی آن ، در منزل ما از آن استفاده می شود و بجز آن ، قالی دیگری در منزل نداریم چند مرتبه اخوالزوجه ها گفته اند که این قالی نخ نما شده و خواسته اند که آن را عوض کند ولی من اجازه نداده ام  . اصلا در طول زندگی خود ، نه قالیچه ای خریده ام و نه فرشی به خانه اضافه کرده ام ، حتی آنها را تبدیل به احسن نیز نکرده ام  . من در طول این دوران یک مرتبه گوشت تازه نخریده ام ، کوپن گوشت سردی که همه مردم از آن استفاده می کردند ما نیز از آ ن استفاده می کردیم ، مگر آنکه گوشت نذری می آوردند سایر مایحتاج زندگی مثل پنیر، نفت و کره نیز به همین صورت تهیه می شود ».

این زندگی رهبر ماست که در بالاترین مقامات این کشور قرار دارد و در طول زندگی خود، زندان، شکنجه ، تبعید و بسیاری گرفتاریهای دیگر را به جان خریده و برای خدمت به اسلام به عنوان فردی شایسته مشغول انجام وظیفه است .

 آیت الله مصباح یزدی ،کتاب مباحثی درباره حوزه، ص :215

+ سه شنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۴، ۰۸:۴۶ ب.ظ نشر دهنده: بسیجی گمنام

یکی از وزرا انواع و اقسام سنگ های گران قیمت کشور را در نمای وزارتخانه اش به کار برده بود.من او را خواستم و به او گفتم: شما چرا این کار را کردی؟ او گفت: مسافران خارجی وقتی به وزارتخانه می آیند و سنگ ها جلو چشمشان قرار می گیرد، باعث جذب مشتری می شود! گفتم: شما را به خدا آیا این منطق قابل قبول است؟! این همه خرج کنیم برای اینکه مشتری پیدا کنیم؟! شما می توانید در سالن اصلی وزارتخانه انواع و اقسام سنگ هایتان را به شکل خیلی بدیع و زیبا به نمایش بگذارید، هر مهمانی که آمد، به عنوان ادای احترام، او را به آن جا ببرید تا سنگ ها را تماشا کند، هم تماشا و هم جذب مشتری است. این کارها بهانه ای است برای تجمل سازی و اصلاً مناسب نیست.

 رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای

+ يكشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۲۶ ق.ظ نشر دهنده: بسیجی گمنام

چند روز پس از خواستگاری خانواده بزرگوار حضرت آیت الله خامنه ای از دختر بنده، خدمت مقام معظم رهبری رسیدمایشان فرمودندآقای دکتر!  اگر خدا بخواهد با هم خویشاوند می شویم .عرض کردم چطور؟ فرمودندآقا مجتبی و دختر خانم شما ظاهراً یکدیگر را پسندیده اند و در گفتگو به نتیجه رسیده اندحالا نظر شما چیست؟ عرض کردمآقا اختیار ما هم دست شماستآقا فرمودندشما و همسرتان استاد دانشگاه هستید و زندگی شما با زندگی ما متفاوت استتمام زندگی ما غیر از کتاب هایم، یک وانت لوازم کهنه استخانه ما هم دو اتاق اندرونی دارد و یک اتاق بیرونی که مسئولان می آیند و با من دیدار می کنندمن پولی برای خرید خانه ندارمخانه ای اجاره کرده ایم که قرار است، در یک طبقه آن آقا مصطفی و در طبقه دیگر آقا مجتبی زندگی کنندما زندگی معمولی داریم و شما زندگی خوبی دارید، مثل ما زندگی نکرده ایدآیا دختر شما حاضر است با این وجود زندگی کند؟زیبایی و دقت سخن رهبر معظم انقلاب برای من بسیار جالب بودموضوع را به دخترم گفتم و او با روی باز استقبال کرد       

 

غلامعلی حداد عادل )نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی)

+ يكشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۴، ۱۲:۱۷ ق.ظ نشر دهنده: بسیجی گمنام

در ملاقاتی که موسیقی دانان و خواننده ها با مقام معظم رهبری داشتند، ایشان مفصّل در مورد انواع موسیقی، ابعاد موسیقی، شکل ها و ردیف های آوازی صحبت کردند. آقای دکتر لاریجانی تعریف می کرد: زمانی که سخنرانی تمام شد، تمام صاحب نظرانی که حضور داشتند حتی اشخاصی که خود صاحب سبک می باشند از اطلاعات وسیع ایشان، متحیّر مانده بودند                

 

حجت الاسلام پاینده )از اساتید دانشگاه

+ شنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۴، ۱۱:۵۸ ب.ظ نشر دهنده: بسیجی گمنام

بعد از اقامه نماز ظهر به جماعت، معظم له برای ناهار و استراحت تشریف می برند و دوباره ساعت 4 بعد از ظهر کارشان را شروع می کنند. این برنامه کاری تا نماز مغرب ادامه دارد. نماز مغرب را هم به جماعت می خوانند. یکی از توفیقات ایشان این است که همه نمازهایشان را به جماعت می خوانند، حتی نماز صبح را در خانه به جماعت اقامه می کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای بین نماز مغرب و عشا حدود نیم ساعت تا سه ربع در سکوت محض به تفکر و تأمل می نشینند، حتی اگر پشت سر ایشان وزرا  و شخصیت های کشوری و لشکری هم نشسته باشند.


+ پنجشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۴، ۰۲:۳۰ ب.ظ نشر دهنده: بسیجی گمنام

برای عقد دخترم خدمت مقام معظّم رهبری رسیدیم . قبل از عقد، مقام معظّم رهبری زوجین را به لطافت و زیبایی نصیحت کردند . بعد ازخواندن عقد، پدر داماد به آقا عرض کرد : اجازه می دهید داماد مدحی درباره امام عصر ( عجل الله)  بخواند؟   آقا استقبال کردند . داماد چند دقیقه ای درباره امام زمان ( عجل الله ) مداحی کرد و آقا او را تحسین فرمودند. آقای لاریجانی( ریاست محترم صدا و سیما ) که در آنجا حضور داشت، رو به داماد کرد و به شوخی گفت : با صدای خوبی که داری ، باید شما را دعوت کنیم تا در صدا و سیما بخوانی در این لحظه مقام معظّم رهبری با قیافه ای جدی به آقای لاریجانی فرمودند : طلبه های ما را از دست ما نگیر . سپس رو به داماد کردند و فرمودند : عزیزم خوب درس بخوان . مبادا این حرف ها مسیرت را عوض کند و به جای درس دنبال این کارها  بروی. این نکته برای من خیلی  جالب بود که گاهی یک شوخی ممکن است مسیر شخصی را عوض کند .....

حجت الاسلام والمسلمین دکتر آقا تهرانی :‌ عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) قم

+ چهارشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۴، ۰۹:۴۴ ق.ظ نشر دهنده: بسیجی گمنام

در دیداری که مقام معظم رهبری در مشهد با خانواده های شهدا داشتند، یک روز از خانواده ای دلجویی می کردند که چهار فرزندشان شهید شده بود. مقام معظم رهبری بعد از اینکه عکس شهیدان را برایشان آوردند، اسامی همه اعضای خانواده را سؤال فرمودند. بعد از معارفه، آقا اسم افراد را با اسم کوچک صدا می زدند و هدایایی به آن ها می دادند. در پایان، هدیه ای نیز به پدر و مادر شهید تقدیم نمودند. در این بین،یکی از برادران این شهدای بزرگوار که جانباز بود آمد و پس از دست بوسی- از روی شوق- شروع به گریه کرد.  مقام معظم رهبری از او دلجویی  کردند. پدر شهید گفت: آقا برای همسر ایشان دعا کنید، چون بیمار است و دکترها پول کلانی برای مداوایش خواسته اند .  مقام معظم رهبری فرمودند: هیچ ناراحتی ندارد-  ان شاءالله مشکلش حل خواهد شد.   (فردای آن روز همسر این برادر به دستور ولی امر مسلمین در بیمارستان بستری  و تحت معالجه قرار  گرفت ) در پایان دیدار مجدداً آقا افراد خانواده را به اسم صدا می زدند و به آن ها شیرینی می دادند و به دست مبارکشان شیرینی در دهان بچه ها می گذاشتند. 

 

آقای مجتبی سادات فاطمی ـ  از مشهد

+ سه شنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۴، ۱۱:۱۸ ق.ظ نشر دهنده: بسیجی گمنام
باز نویسی قالب توسط گروه فرهنگی سردار هور